شمس الدين محمد بن محمود آملي
مقدمه 2
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
ادب تنها آن نيست كه حكايت از شور و عشق درونى و سوز دل كند يا آنكه در وصف باغ و راغ و گل و بلبل و كوه و دشت و چشم و ابرو و لب و دندان بود و از انواع استعارات و تشبيهات و صنايع لفظى آكنده باشد . لغت براى بيان افكار بشرى است و ادب كمال لغت است و زبان كامل آنكه محصول عقول و نتايج افكار را به ديگران إنها كند و هر رازى كه در نهانخانه ضماير بزرگان قوم در آمده است نيكوتر آشكار سازد و مطالب بلند كه وقتى در خاطر صاحبدلان گذشته در صفحه روزگار باقى گذارد . بزرگترين زبانها در عصر قديم زبان يونانى است و در قرون وسطى زبان عربى ، و هر يك از اين دو زبان مدت هزار سال بيشتر بزرگترين لغت گيتى بودند براى آنكه هرچه در انديشه بزرگان افراد بشر درآمد و بدانش و خرد در يافتند بدين دو زبان نوشتند و هركس ميخواست بر دقايق افكار اطلاع يابد ناچار بود ايندو زبان را بياموزد كه هر لؤلؤ شاهوار در اين دو صدف نهفته بود زبان عربى از جهت سعه مؤلفات و شيوع در نواحى مختلف جهان نزديك ده برابر زبان يونانى است و زبان فارسى هم در قرون وسطى پس از عربى نخستين زبان كامل است و بر ديگر السنه برترى دارد ، چه تعبيرات فصيح و كلمات ممتاز و الفاظ جزل و عبارات شيرين و تعبيرات دلنشين كه در خلال سطور كتب به كار رفته چون اديب آزموده نيك دقت كند و بغور آن رسد غنائم بيشمار بچنك آورد كه هر كلمه آن مانند گوهرى زينت بخش كتابى توان شد . عباراتيكه اسلاف ما براى اداى مقاصد خود به كار بردند در بلاغت بدان حد است كه چون به گوش رسد تا اعماق قلب فرو ميرود و بدان چاشنى كه لذت آن ساليان دراز فراموش نميگردد ، اين شيرينى خاص اشعار مدح و غزل نيست بلكه اشعار علمى و عبارات منثور نيز درين وصف شريكند ، رباعيات يوسفى هروى در طب و اشعار خواجه نصير الدين طوسى در نجوم و نصاب الصبيان ابو نصر فراهى در لغت و گلشن راز شبسترى چنان شيرين است كه انسان براى دفع ملال بدانها زمزمه مىكند تا خاطر بسته را انبساطى فراهم شود و لذت تكرار آن كدورت دل را بزدايد با آنكه شأن كتب